چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن

خرید بک لینک

تو این جان عاشق به من دادی دلی چون شقــایق بمن دادی بیادت همه شب دل من خدایا درین سینه ی خسته چون نی بنالم چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...

ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1402 ساعت: 20:08

من از خمار رهیدم، هم از فریب گذشتم که از سراب به دریایی از شراب رسیدم به جانب تو زدم نَقبی از درون سیاهی به جلوهٔ تو به خوشید بی نقاب رسیدم چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...

ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1402 ساعت: 20:08

ای ساربان آهسته رو با ناتوانان صبر کن تو بار جانان میبری من بار هجران میبرم چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...

ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1402 ساعت: 20:08

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرمتو شدی مادر و من با همه پیری پسرمتو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوزمن بیچاره همان عاشق خونین جگرمخون دل میخورم و چشم نظر بازم جامجرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرممنکه با عشق نراندم به جوانی هوسیهوس عشق و جوانیست به پیرانه سرمپدرت گوهر خود را به زر و سیم فروختپدر عشق بسوزد که در آمد پدرمعشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنرعجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرمهنرم کاش گره بند زر و سیمم بودکه به بازار تو کاری نگشود از هنرمسیزده را همه عالم به در امروز از شهرمن خود آن سیزدهم کز همه عالم به درمتا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیمگاهی از کوچه معشوقه خود می گذرمتو از آن دگری رو که مرا یاد تو بسخود تو دانی که من از کان جهانی دگرماز شکار دگران چشم و دلی دارم سیرشیرم و جوی شغالان نبود آبخورمخون دل موج زند در جگرم چون یاقوتشهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...

ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1402 ساعت: 0:01

مرا خود با تو چیزی در میان هست و گر نه روی زیبا در جهان هست وجودی دارم از مهرت گدازان وجودم رفت و مهرت همچنان هست چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...

ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1402 ساعت: 0:01

فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست

دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است

هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست

اینکه در آیینه گیسو میگشایی بهتر است

کاش دست دوستی هرگز نمیدادی به من

«آرزوی وصل» از «بیم جدایی» بهتر است

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...

ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1402 ساعت: 0:01

خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق کاندر این دریا'>دریا نماید هفت دریا شبنمی چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...

ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 18:29

صحرا وباغ و خانه ندانم کجا خوش است هرجا خیال روی تو باشد مرا خوش است چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...

ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 18:29

که اسیر خیال توام تشنه ی جام وصال توام ای آشنا به دردم من از تو برنگردم به تو جز وفا چه کردم ! من مرغ شباهنگ توام چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن...

ما را در سایت چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 18:29

صفحه بندی